عصر دانشجو

سوگند به عصر که انسانها همه در زیانند، مگر کسانی که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده ‏اند، و یکدیگر را به حق سفارش کرده و یکدیگر را به شکیبایی و استقامت توصیه نموده ‏اند
سه شنبه, 14 دی 1395 ساعت 08:07

گورخوابیینسم

نوشته، فاطمه جمعه شاد، دانشجوی ارشد جامعه شناسی دانشگاه شهید چمران اهواز

گورخوابیینسم
اصطلاح "جامعه مدرن" در مخاطب ایرانی این تصور را القا می کند که گویی جامعه مدرن جامعه ای بدون مشکل و بحران است در صورتی که در واقعیت امر، جامعه مدرن نیز با انواع مشکلات و بحران ها دست و پنجه نرم می کند. از این رو، به جای استفاده از اصطلاح "جامعه مدرن" از تعبیر "جامعه دربرگیرنده" استفاده می کنیم.

مفهوم "جامعه دربرگیرنده" در زمینه ی غربی آن به چه معناست؟ این مفهوم به چگونگی اقشار اجتماعی طرد شده در جوامعی که تحت "هژمونی نولیبرال ها" اداره شده است ، می پردازد این هژمونی حول تاکید بر اصل شایسته سالاری برای اداره جامعه در برابر اصل عدالت طلبی –به معنای برابری طلبی- که چپ ها مطرح می کرده اند، شکل گرفته است به تعبیر مشخص تر، مفهوم "جامعه دربرگیرنده" به منظور توجه به پیامدهای اجتماعی راهبردهای نولیبرالی –یا تاچریسم- ریگانیسم- که طی دو دهه در جوامع انگلوساکسون معمول بوده، تدوین شده است. بدین معنا که در جامعه مدرن اعتقاد به اصل پایه ای "برابری انسان ها" به "وضعیت برابر انسان ها در برخورداری از مواهب زندگی" منجر نشده است و نابرابری ساختاری همچنان ادامه دارد. منتها، ادعای جامعه مدرن –یا به تعبیر دقیق تر ، ادعای نولیبرال ها- این است که اگر چه افراد از "وضعیت برابر" برخوردار نیستند ولی به جای آن "برابری در استفاده از فرصت ها بر اساس شایستگی افراد" در جامعه تضمین شده است. به بیان دیگر اصل "برابری انسان ها" در جامعه مدرن به اصل "برابری در استفاده از فرصت ها" تحویل شده است و جامعه مدرن یعنی جامعه ای که شایسته ها می توانند بالا بیایند سخن اصلی نظریه "جامعه دربرگیرنده" این است که حتی اگر فرض کنیم مکانیسم های شایسته سالاری در جامعه صددرصد عمل می کنند، ولی پیامد ناخواسته آن طرد پاره ای از اقشار اجتماعی است ، زیرا به همان میزان که افراد و اقشاری بر اساس شایستگی ها به سلسله مراتب بالای جامعه صعود می کنند، افراد و اقشاری هم به سلسه مراتب پایین جامعه سقوط می کنند. "صعودکنندگان" به خاطر امکانات ویژه ای که به دست می آورند به طور "ارادی" خود را از متن جامعه طرد می کنند یعنی به تدریج نحوه آموزش ، بهداشت و درمان و تفریحات آنها اختصاصی می شود و دنیای خود را از دنیای متن اصلی جامعه جدا می کنند. در برابر این طرد ارادی ، اقشار "پایین رفته" جامعه هستند که به طور "غیرارادی" و به خاطر عدم تواناییشان –یا فقدان شایستگی- در انجام رقابت، طرد می شوند. از این رو در این نظریه به موازات تکیه بر "شایسته سالاری" بر راهبرد "آموزش ، آموزش و باز هم آموزش" تاکید می شود تا هم بالاییها از طریق آموزش متوجه خطر از هم گسیختگی جامعه شوند و هم پایینی ها از طریق آموزش بتوانند استعدادهای خود را شکوفا کنند تا قادر به رقابت در جامعه مدرن باشند. و گوخواب ها همان طردشدگانی که غیرارادی از متن جامعه دور شده اند را می توان با آموزش به متن اصلی جامعه بازگرداند فقط اگر خودشان بخواهند که از گورها زنده بیرون بیایند و زندگی کنند

منبع: جلایی پور،حمیدرضا،جامعه شناسی جنبش های اجتماعی

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.