عصر دانشجو

سوگند به عصر که انسانها همه در زیانند، مگر کسانی که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده ‏اند، و یکدیگر را به حق سفارش کرده و یکدیگر را به شکیبایی و استقامت توصیه نموده ‏اند
جمعه, 08 بهمن 1395 ساعت 08:01

ضرورت جذب تشکیلاتی دانش‌آموختگان اصلاح‌طلب

یادداشتی از میثم قهوه چیان در ضرورت جذب تشکیلاتی دانش‌آموختگان اصلاح‌طلب در تشکل های اصلاح طلب

ضرورت جذب تشکیلاتی دانش‌آموختگان اصلاح‌طلب

تشکل‌های اصلاح‌طلب، آینده این جریان را شکل می‌دهند. اگر فرض کنیم نسل اول سیاستمداران حاکم در این جناح به ضرورت زمان و هر چند تلخ، باید جهان فانی را ترک کنند؛ تشکل‌های اصلاح‌طلب میراث عینی ایشان خواهد بود. اما آیا این نهاد‌ توجه ویژه‌ای به جذب نیروی لازم برای آینده سیاسی خود و ایران دارد؟ دانش‌آموختگان اصلاح‌طلب جوان یکی از گروه‌های اجتماعی همسو با این جریان در جامعه هستند که از ویژگی‌های لازم برای جذب شدن در این تشکل‌ها برخوردارند. تاکنون نیز اصلاح‌طلبان نگاه ویژه‌ای به اصحاب جوان دانشگاه داشته‌اند، اما آیا این منظر مستمر بوده و به مکانیسمی توصیه‌ و اندیشیده شده تبدیل شده است؟ در دوران سیدمحمد خاتمی، تشکل‌های اصلاح‌طلب محصلان آموزش عالی و فارغ‌التحصیلان را به چشم نیروی کار، سرباز و مرید نگاه می‌کردند و این خود یکی از دافعه‌های نزدیک شدن به این جریان بود. پس از تحولات یک دهه اخیر، دانشجویانِ فارغ‌التحصیل سیاسیِ بازمانده، به ضرورت به اصلاح‌طلبان پیوستند؛ اما آیا این اتفاق بدل به مکانیسم شده است؟ نگارنده در این یادداشت، با توجه به اینکه چنین رویه‌ای وجود ندارد، به ضرورت جذب تشکل‌های اصلاح‌طلب از فارغ‌التحصیلان دانشگاهی همسو، موانع این کار و راهکار‌های پیشنهادی می‌پردازد.


تشکل‌های اصلا‌ح‌طلب و جذب نیرو

تشکل‌های اصلاح‌طب جذب نیروی چندانی از فعالان اجتماعی نمی‌کنند. این مسئله ممکن است علل مختلفی از جمله عدم وجود بودجه، عدم وجود امنیت عینی، عدم امکان ارتباط ارگانیک با جامعه و فقدان ارگان‌های رسانه‌ای، عدم آشنایی جوانان با چنین تشکل‌هایی داشته باشد. اما آنچه مهم است، ضرورت جذب نیروی این نهاد است. به نظر می‌رسد با عدم اخذ قدرت تازه که محصول افراد و افکار جدید است، یک تشکیلات به امری کهنه، فرسوده و بی‌تاثیر بدل خواهد شد که نمونه آن را می‌توان در جناحین و دیگر جریان‌های سیاسی به عینه دید. جذب نیرو یک ضرورت است که اصلاح‌طلبان به آن توجه چندانی نداشته‌اند و تبعات آن را می‌توان در بستن لیست‌های انتخاباتی دید. عدم رضایت ایجاد شده در خلال این رویداد خبر از آن می‌داد، اصلاح‌طلبان خیال اقناع ندارند. جذب پیش‌کش، رفتار با مخاطبان پای کار و اعضا مجموعه، آداب و پیش‌فرض‌های ذهنی می‌خواهد که اصل بر امکانات انجام کار است.


جایگاه ویژه دانشجویان فارغ التحصیل در پروسه اصلاح‌طلبی

دانشجویان یکی از عناصر ذاتی جریان اصلاحات پس از دوم خرداد 76 بوده‌اند. برخی از کارشناسان دوری این جریان از این عنصر ذاتی را یکی از عوامل شکست این اردوگاه در انتخابات 84 ارزیابی کردند. پروسه اصلاحات نیازمند تفکرات و رهبران جدید است، اما گذشته از آن بدون حلقه واسط میان این جریان و جامعه، اصل حرکت متوقف خواهد شد. دانشجویان سیاسی دانش‌آموخته جایگاهی ویژه نسبت به هنرمندان، کشتی‌گیران و دیگر ورزشکاران، خوانندگان پاپ و سنتی، فناوران، خلبانان و دیگر اقشار و اصناف جامعه دارند که با راحتی بیشتری نسبت به محصلان آموزش عالی جذب اصلاحات می‌شوند و نتیجه آن در شورای شهر تهران و ... معلوم شده است. دانش‌آموختگان جوان می‌توانند هم در جایگاه رهبری و مشاوره، و هم در جایگاه عمل و اجرا پیش‌برنده باشند، آن‌ها به معنای دقیق سازندگان آینده‌اند، اما مهم‌ترین مشخصه این جریان آن است که آینده اصلاح‌طلبان با قوه و امکانات آتی فارغ‌التحصیلان می‌تواند پیوند بخورد نه با فعلیت‌های صنفی که بر اساس شهرت و چهره همین حالا هم تمام شده هستند.


سر این ضرورت چه ممکن است بیاید

فارغ‌التحصیلان جوانن سیاسی پس از پایان تحصیل چون دلتای رودخانه‌ها بهترین امکان برای آینده‌اند. رویش سیاسی باید بر اساس فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌ها صورت گیرد. بدون جذب نیرو به معنای عام و خاص در مورد این فارغ‌التحصیلان دانشگاهی، اصلاح‌طلبان نه تنها ضربه می‌خورند بلکه شکست را هم می‌پذیرند. استخدام و کاریابی پیش‌کیش، این جریان توجهی به جذب نیرو توسط تشکل‌های خود نیز ندارد. تشکل‌ها بیشتر دوست دارند از «فرزندان»، «نوچه‌گان»، «اعضا» و «جان‌نثاران» تغذیه کنند، زیرا «اعتماد» بیشتری به ایشان دارند. نیم نگاهی به ارتقائات تشکیلاتی در سازمان‌های اصلاح‌طلبی گواه این مطلب است. البته نمی‌توان وجود چهره‌های فارغ‌التحصیل درخشان و «مستقل» را نادیده گرفت. بی‌شک دور جدید فعالیت از سال 92 شاهد خوبی برای ترک خوردن «دیوار بلند بی‌اعتمادی» است، اما هنوز جذب نیروی تشکل‌های اصلاح‌طلب از فارغ‌التحصیلان همسو به یک مکانیسم بدل نشده است.


«بیایید جوانان را باور کنیم»
رهبر فکری اصلاحات میراث‌ فکری هم دارد. سیدمحمد خاتمی با شعارهای مختلف، چشم‌اندازهای مسیر را روشن ساخته است، اما کو عمل؟! یکی از گل‌واژه‌های رییس جمهور و اصلاح‌طلب ایران این بود «بیایید جوانان را باور کنیم» اما ارتباط اصلاح‌طلبان با جامعه و به خصوص دانشگاهیان هنوز در غبار ناباوری تداوم می‌یابد. عدم اعتماد به جوانان یعنی مرگ جریان، چه اگر قرار است حیاتی ادامه داشته باشد باید افکار و افراد جدید جذب شوند و مسیر نو پیموده شود. با «کپی پیست» خود، راهی پیموده نمی‌شود.

تغییر در معرفت‌شناسی نسل قبل و حاکم و تغییر ذهنیت تبعیض‌ساز، اعم از مرکزگرا، مردسالار، پدرسالار و سنتی، می‌تواند راه را برای جذب‌نیرو هموار کنند و مشکلات را حل سازد و الا با حل موانع هم راهی برای پیموده شدن وجود نخواهد داشت. راهکار اصلی جذب فارغ‌التحصیلان همسو در اعتماد به جوانان و شکستن بت‌های دیگر ساز است. چنانچه اشاره شد، باور به دیگری یعنی رهاکردن خود محوری و این یعنی اعتماد به اقوام، مذاهب، زنان، جوانان و افرادی که مانند ما نیستند، اما اصول حاکم در جریان‌مان را قبول دارند.

راهکارها دیگر اجرائی خواهد بود. پس از پذیرش تکثر، می‌توان به راهکارهای اجرائی‌تر اندیشید. یافتن منابع مالی لازم برای کار تشکیلاتی، اخذ حق عضویت، تشکیل جلسات تشکیلاتی، جذب نیروی گسترده، آموزش و راهکا‌رهای اجرائی که تدوین آن خود نیازمند علم و تدقیق ویژه است، بقا و موفقیت جریان اصلاحات را تضمین خواهد کرد.

البته اصلاحات راه خود را یافته و تاکنون با برایندی موفق پیش آمده است. بی‌شک ترک خوردن دیوارهای بی‌اعتمادی میان اصلاح‌طلبان و جریان‌های همسو ادامه خواهد داشت و روز به روز تشکل‌های سیاسی اقدام جدی و موثرتری را در شناسایی دانشجویان و به تبع جذب فارغ‌التحصیلان همسو خواهند کرد.

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.